پنج دانشجوی سینما در حال ساخت مستندی درباره باغوحش محلی هستند که ناگهان حیوانات وحشی میشوند. علت این اتفاق، گوی نوری است که در آسمان پرواز کرده و در افق سقوط میکند. دانشجویان با این باور که شاهد سقوط یک شهابسنگ بودهاند، مسیر آن را دنبال میکنند تا این رویداد را با دوربین خود ثبت کنند. آنها در یک منطقه جنگلی، دهانهای سوخته پیدا میکنند. از آنجا که هوا برای فیلمبرداری بسیار تاریک است، تصمیم میگیرند شب را در ون خود سپری کنند. صبح روز بعد، یکی از آنها ناپدید میشود. دانشجویان باقیمانده ابتدا رد خون و سپس تکهپارههای جسد دوستشان را پیدا میکنند. آنها بهزودی میفهمند چیزی در حال شکار آنهاست؛ چیزی که متعلق به این دنیا نیست.