در جریان فرار از ورود ارتش هیتلر به پاریس در ژوئن ۱۹۴۰، یک بیوه جوان جنگ و دو فرزندش توسط یک نوجوان جسور و بیباک از چنگ جنگندههای بمبافکن آلمانی نجات مییابند. او برای آنها در یک خانه متروکه پناهگاهی پیدا میکند، اما با وجود اینکه خانواده به سرعت به مهارتها و تواناییهای بقای او وابسته میشوند، زندگی مشترکشان چندان آسان پیش نمیرود.