دکتر آرچی بولن دچار بحران میانسالی شده است. او به تازگی از همسرش طلاق گرفته و در حال ساختن یک زندگی جدید برای خود است. یک شب، توجه او به پتولیا دانر جلب میشود؛ زن جوان، جذاب و پرشور و نشاطی که شخصیت پرانرژیاش، ترس او را از شوهر بدرفتارش، دیوید، پنهان میکند؛ شوهری که پدرش یکی از چهرههای قدرتمند جامعه است. با عمیقتر شدن احساسات پتولیا و آرچی نسبت به یکدیگر، آنها باید تصمیم بگیرند که واقعاً از زندگی چه میخواهند.