تونی روم، کارآگاه خصوصی باهوش و باتجربه، هنگام غواصی برای پیدا کردن گنجینههای غرقشده، جسد یک زن بلوند زیبا را پیدا میکند که پاهایش در یک بلوک بتنی فرو رفته است. کمی بعد، مرد سرسختی به نام والدو گرونسکی او را استخدام میکند تا زنی گمشده به نام ساندرا لوماکس را پیدا کند و روم به این فکر میافتد که آیا ارتباطی بین این دو ماجرا وجود دارد یا خیر. او تلاش خود را برای یافتن این زن آغاز میکند و خیلی زود خود را درگیر ماجرای یک دختر مهمانیدوست زیبا و یک باجگیر مکار میبیند.