هری کالینگز پس از مدتی سرگردانی به همراه دوستش آرچ، به مزرعه و خانه خود بازمیگردد. همسرش که از او قطع امید کرده بود، با بیمیلی به او اجازه ماندن میدهد و به زودی باور میکند که همه چیز دوباره خوب خواهد شد. اما پس از آن هری باید تصمیم سختی در مورد وفاداریها و اولویتهای خود بگیرد.