ماکونایما که به عنوان یک مرد سیاهپوست بالغ در روستایی در جنگلهای برزیل متولد شده است، بعدها به شکلی جادویی به یک مرد سفیدپوست تبدیل میشود و سپس سفری پرماجرا را به شهر سائو پائولو آغاز میکند. او در آنجا به یک شیکپوش تبدیل شده و عاشق سی، یک زن انقلابی میشود که در یک بمبگذاری تصادفی جان میبازد. ماکونایما پس از سرقت از یک صنعتگر بیرحم، به روستای خود بازمیگردد و متوجه میشود دانش و داراییهای جدیدش در آنجا کاربرد چندانی ندارند.