پروفسور وستار، شعبدهباز و غیبگو، در حین سفر به تفریحگاهی در تونس، با میلیونر بیکاری به نام ادوارد ونگارد دوست میشود و ادوارد به او پیشنهاد میکند که با ماشین او همسفر شود. وستار به ادوارد فاش میکند که پیشبینی کرده زنی در یک منطقه بیابانی به قتل خواهد رسید.