آندره که در حال بهبودی از یک تصادف اخیر است، موافقت میکند تا با پذیرفتن مسئولیت مراقبت از خانهای ترسناک در تپههای بالای لسآنجلس، به دوستش رابرت کمک کند. با فرارسیدن شب، خانه ماهیت شوم خود را نشان میدهد؛ آندره صداهای شومی میشنود و با اتفاقات عجیبی در سراسر خانه روبهرو میشود که او را به این باور میرساند که تنها نیست و کسی یا چیزی در خانه همراه اوست.