آماندای جوان که از غم از دست دادن مادرش در هم شکسته است، مدتی را در مزرعه متعلق به یک تاجر بزرگ میگذراند. وقتی دختر لوس این تاجر اسب جدیدشان را رد میکند، آماندا ثابت میکند که این اسب به نام میستی یک قهرمان واقعی است و در این مسیر دوباره شادی را به زندگی خود بازمیگرداند.