وقتی بازرس پلیس محلی در خانه یک زن بدکاره مرده پیدا میشود، کمیسر بخش پلیس، استن بوروویتز، برای بررسی اوضاع اعزام میشود. او با تظاهر به اینکه برادر گمشده آن زن به نام «آنتونیو چروتی» است، با شبکهای درهمتنیده از فساد پلیس روبرو میشود. در واقع، در این کمدی مهیج، تمام شهر فاسد است. اگر روشهای استن برای پیشبرد این تحقیقات از نزدیک بررسی شود، ممکن است باعث شرمساری پلیس شود؛ برای مثال، او با یک ماشین مسابقهای گرانقیمت و لوکس وارد خانه یک جنایتکار میشود. در حادثهای دیگر، او با بیرحمی کازینوی متعلق به موزارد، یکی از روسای تبهکار شهر را منفجر میکند. در آن صحنه، او ابتدا موزارد را مجبور میکند لباسهایش را درآورد و این جنایتکار بیچاره در حالی که برهنه در یک کیوسک تلفن ایستاده، شاهد انفجار کازینویش از آن سوی میدان است. در همین حال، استن ادموند زیبا را فریب میدهد.