پس از نقل مکان به پاسادنا در تگزاس، پسر روستایی به نام باد دیویس شروع به رفتوآمد به کافهای به نام گیلیز میکند و در آنجا عاشق سیسی میشود؛ دختر گاوچرانی که به برابری جنسیتی اعتقاد دارد. آنها در نهایت ازدواج میکنند، اما رابطه آنها به دلیل دیدگاه سنتی باد درباره نقشهای جنسیتی متلاطم است. حسادت نسبت به رقیبش منجر به جدایی آنها میشود، اما باد تلاش میکند تا با پیروزی در مسابقه گاو سواری مکانیکی گیلیز، سیسی را دوباره به دست آورد.