در سال ۱۹۵۰ در آفریقا، تام تورهای سافاری برای توریستها سازماندهی میکند و مخفیانه تفنگهای آنها را با تیرهای مشقی پر میکند. وقتی اسلیم، پسرعموی تام که فردی زیرک، تنبل و حامی محیط زیست است از راه میرسد، این دو با جک اورموند، قاچاقچی محلی حیوانات، درگیر میشوند. دکتری که دوست آنهاست، بهرهکشی اورموند از حیوانات را در روزنامه فاش میکند و اورموند در پاسخ، مزدورانش را برای تخریب کلینیک او میفرستد. اما تام و اسلیم در کلینیک منتظر آنها هستند و در یک چشم به هم زدن، مزدوران را در یک دعوای حسابی تار و مار میکنند. اورموند سعی میکند به آنها رشوه بدهد و وقتی شکست میخورد، پاپوشی برایشان درست کرده و آنها را به زندان میاندازد. پس از فرار از زندان، این دو نفر به سمت کشتی اورموند هجوم میبرند تا حساب او و آدمهایش را کف دستشان بگذارند.