مریلین جردن، زنی آمریکایی، به همراه همسر سوئدی و خانوادهاش در استکهلم زندگی میکند. رفتار او عجیب و شاید جنونآمیز است: او شیر سگ را مسموم میکند و به سگ هشدار میدهد که آن را نخورد؛ وقتی شوهرش خواب است ملحفهها را آتش میزند و زیر میز ناهارخوری میخزد تا آواز بخواند. او که به دلیل حمل قیچی باغبانی در گمرک فرودگاه بازداشت شده، با زن جوان یوگسلاوی آشنا میشود و به یک محله کولیها میرود. در آنجا بر سر او دعوا میشود، معشوقهای پیدا میکند، در سرگرمیهای مبتذل یک بار مشارکت میکند و خطرناکتر از قبل به خانه بازمیگردد. فیلم همچنین داستانهای موازی از دختر مریلین که در حال تبدیل شدن به یک خانهدار کوچک است و مهاجر جوانی که تمرین رقص برهنه میکند را روایت میکند.