با نزدیک شدن به کریسمس، لیندزی با تصمیمی سرنوشتساز روبرو میشود: در زادگاه کوچکش بماند و با دوستپسراش جیسون ازدواج کند، یا پیشنهاد تدریس در یک کالج معتبر لیگ آیوی در آن سوی کشور را بپذیرد. او باید چه کار کند؟ خوشبختانه برای لیندزی، کمکی بزرگ در قالب یک پیامآور جادویی از راه میرسد که میتواند او را به سه سال بعد در آینده ببرد تا ببیند هر کدام از این انتخابها چه نتیجهای خواهد داشت.