«گرگ» کهنه سربازی است که داستان جوانی افسانهای خود را برای یک قاتل جوان و تازهکار بازگو میکند. داستان به دوران پس از جنگ جهانی دوم بازمیگردد؛ زمانی که گرگ جوان در جستجوی خاطرات گمشدهاش در حومه چین سرگردان است. او فقط میداند که باید با شخصی در یک معبد متروکه ملاقات کند. او با یکی از اهالی روستا همراه میشود که قصد دارد گرگ را به مقصدش برساند. در راه، آنها «واییی» را پیدا میکنند که مدتی طولانی منتظر گرگ بوده است. با این حال، گرگ هنوز چیزی به یاد نمیآورد، تا اینکه افراد شرور به سراغش میآیند و راز هولناک گذشته او را برملا میکنند.