«الین الی هریسون» به تازگی از مینهسوتا به آناپولیس در مریلند نقل مکان کرده است؛ در حالی که والدینش برای ادامه مطالعات قرونوسطایی خود در واشینگتن دی.سی، یک سال مرخصی مطالعاتی گرفتهاند. مدرسه جدید او، دبیرستان آوالون، شبیه یک مدرسه معمولی با دانشآموزانی کلیشهای به نظر میرسد: «لنس» ورزشکار، «جنیفر» تشویقکننده، «مارکو» پسر بد و «ویل» رئیس کلاس و کوارتربک تیم فوتبال که پسری همه فن حریف است. اما در دبیرستان آوالون هیچکس آنطور که به نظر میرسد نیست، حتی خود الی. در نهایت مشخص میشود که دبیرستان آوالون مکانی است که در آن افسانه باستانی شاه آرتور در حال تکرار شدن است.