وقتی تروی علیه رئیس جنایتکاران، دیمیتری دبارتولا، شورش کرد، مجبور شد لسآنجلس را ترک کرده و در میامی مخفی شود. پس از دو سال و از دست دادن پایش در تیراندازی با یک سندیکای جنایی کوبایی، تروی به لسآنجلس بازمیگردد تا آنچه را که حق اوست پس بگیرد. تجدید دیدار با شرکای سابقش در یک هتل مخروبه، صحنه را برای برخوردی انفجاری آماده میکند که در آن گذشته و حال با هم برخورد میکنند.