مدت کوتاهی پس از جنگ جهانی دوم، یک سرباز آمریکایی (نورمن) و یک پناهنده لهستانی (امیلیا) عاشق یکدیگر میشوند. در نهایت او باید به ایالات متحده بازگردد و هر دو انتظار دارند که امیلیا به زودی به همراه مادرش به او ملحق شود. مادر امیلیا بیمار است اما با داروی مناسب بهبود مییابد. اما مادر، و نه امیلیا، میداند که فقط یک بلیط وجود خواهد داشت.