جیم «تکس» وال که در جستجوی آخرین نفر از سه مردی است که به همسرش تجاوز کرده و او را کشتهاند، به باند سارقان احشام به رهبری هنک هیز میپیوندد. هم دارودسته هیز و هم یک باند رقیب به رهبری هیسمن، توسط «بول» هریک استخدام شدهاند؛ مردی معلول که صاحب یک دامداری بزرگ است و میخواهد گلهاش را به بازار برساند. او تصور میکند که این دو باند سرگرم پاییدن یکدیگر میشوند و هیچکدام گاوهای او را نمیدزدند. هلن به نقشه ساختگی برادرش اعتماد ندارد و از هر دو گروه متنفر است. او کمکم نسبت به جیم نرم میشود، اما وقتی پوستر جایزهای را میبیند که میگوید جیم دو نفر را کشته، ناگهان تغییر رفتار میدهد.