نوجوانی در نزدیکی یک صخره بیدار میشود، در حالی که مجروح شده و به یاد نمیآورد چگونه به آنجا رسیده است. او با زنجیر به مردی کتوشلواری بسته شده و به دست هر کدام از آنها یک اسلحه با چسب پهن چسبانده شده است. فردی ناشناس به زودی دستورالعملهای تکاندهندهای دربارهی قدم بعدی به آنها میفرستد و وحشت موقعیت با پیامدهایی نفسگیر آشکار میشود.