وقتی توماس پلاتز ناگهان سرپرست یک نوزاد میشود، تظاهر میکند که پدر واقعی اوست تا بتواند ماری، دوستدخترش را که یک سال پیش او را ترک کرده بود، دوباره به دست آورد. توماس که میان ابدیت در قالب یک مرد-کودک ماندن و اثبات آمادگیاش برای برداشتن قدمهای بعدی ازدواج و تشکیل خانواده با عشق زندگیاش گیر افتاده است، وارد یک ماجراجویی غیرمنتظره و خندهدار میشود تا دختر رویاهایش را متقاعد کند که تغییر کرده است.