آرین متقاعد شده است که دوستپسرش، ژان ژاک، در خیالپردازیهایش به زن دیگری به نام الیزابت فکر میکند. آرین برای نجات رابطهشان، ژان ژاک را تشویق میکند تا به دنبال الیزابت برود؛ چرا که معتقد است این بهترین راه برای رها کردن او از این وسوسه است. ژان ژاک بدون اینکه بداند الیزابت دختر رئیسجمهور فرانسه است، به خانه او میرود.