فیلیپ مارس میخواهد همه را راضی نگه دارد. او میخواهد پدر خوبی باشد، یک همسر سابق صمیمی، یک همکار مفید و یک برادر فهمیده. متاسفانه، دنیای کوچک او از مدار برنامهریزیشدهاش خارج میشود. پسرش به یک گیاهخوار سرسخت تبدیل میشود، دخترش به یک خرخوان وسواسی، و خواهرش نقاشیهای غولپیکری از والدین برهنهشان را به نمایش میگذارد. در اداره نیز او باید با خرابکاریهای همکار ناپایدار روانیاش، ژروم، روبرو شود که یک شب همراه با زن جوانی که تازه از آسایشگاه مرخص شده، دم در خانه او ظاهر میشود.