در شب عروسیشان، گرانت شروع به تجربه قدرتهای عجیب و ماوراءطبیعی میکند و همسرش، کری، نمیتواند با این موضوع کنار بیاید. هر زمان که گرانت به چیزی فکر میکند، آن چیز به واقعیت تبدیل میشود، اما او خودش هم نمیداند این جادو از کجا آمده است. اوضاع زمانی پیچیدهتر میشود که مدیرعامل یک شرکت بزرگ که دچار جنون انجام کارهای بزرگ است، ارتش را برای دستگیری گرانت میفرستد تا از تواناییهای او به عنوان سلاح استفاده کند.