ناتالی با آرزوی راهاندازی یک بوتیک در خارج از کشور اما بدون داشتن سرمایه کافی، خود را در شرایطی ناامیدکننده میبیند که برای به دست آوردن آنچه نیاز دارد دست به هر کاری میزند. او به همراه دوستپسراش اریک و دوست او برونو، نقشهای میکشد که در آن مردان بیخبر از همهجا را وسوسه کرده و به خانهشان میبرد، سپس به اریک و برونو اجازه میدهد تا وارد خانه شوند. اما این سه نفر به زودی پس از اینکه یکی از نقشههایشان به قتل ختم میشود، با دردسر بزرگی روبرو میشوند.