کشیش خویشتندار و مبادی آداب، گاوین دیشارت، که به تازگی به کلیسایی در روستای کوچک ترامز در اسکاتلند منصوب شده است، خود را به طور غیرمنتظرهای دلباخته یکی از اهل کلیسا، دختر کولی پرشور به نام بابی میبیند. به زودی رسوایی بزرگی در روستا بر سر رابطه کشیش با این زن جوان و پرشور به پا میشود؛ زنی که رازی درباره نجیبزاده روستا، لرد میلفورد رینتول، و نقش او در یک اختلاف کارگری فزاینده در سینه دارد.