زمان کریسمس در شهرهای دوقلو است. بیلی اضافه کاری زیادی کار میکند و قایقهای باربری را روی رودخانه میسیسیپی هدایت میکند. او با دوستش ادی که شش ماه است او را ندیده تماس میگیرد و از او یک خواهش دارد: اینکه با او همسفر شود تا دوستدختر باردارش، پتی، را ببیند؛ زیرا بیلی به او نگفته که متاهل است و دو فرزند دارد. این سفر جادهای و گفتگوهای مردانه، به شبی برای تبادل حقایق میان مردان و زنان تبدیل میشود.