رام و آوتار دو دوست صمیمی دوران کودکی هستند. تفاوت این دو دوست در این است که رام با کمال میل حاضر است فداکاریهای بیارزشی برای دوستش انجام دهد؛ زمانی که این دو از هم جدا میشوند، وقتی است که رام برای ادامه تحصیل به خارج از کشور میرود. در این میان، آوتار در سازمانی به مدیریت سانگیتا مشغول به کار میشود. آوتار به سانگیتا علاقهمند میشود، اما سانگیتا عاشق رام میشود؛ وقتی رام متوجه میشود که آوتار عاشق سانگیتا است، تصمیم میگیرد عشق خود را به خاطر دوستش فدا کند و مقدمات ازدواج آوتار و سانگیتا را فراهم کند. اما یکی از دشمنان سانگیتا به نام گونداپاسوامی، قصد دارد رابطه رام و سانگیتا را برای آوتار فاش کند.