سام لیوند، کودکی سرراهی که در سیرک بزرگ شده است، پس از یک حادثه در بندبازی به یک تاجر موفق تبدیل میشود. با این حال، وقتی به سن پنجاه سالگی میرسد و از مسئولیتهای خود و پسرش ژان فیلیپ خسته میشود، تصمیم میگیرد در دریا ناپدید شود. اما او با آلبرت دوویویه، یکی از کارمندان سابق خود، برخورد میکند و متوجه میشود که چیزهای مهم زندگیاش را نادیده گرفته است.