در شب کریسمس، مارک کریستوفر، فیلمنامهنویسی که دچار خشکی ذهن شده، به همراه دستیارش ویرجیل، با ملاقات غیرمنتظره گروهبان مایزل روبهرو میشوند. گروهبان که میداند کریستوفر روی فیلمنامهای درباره نوجوانان بزهکار کار میکند، دختر جوانی به نام سوزان را که سابقه بزهکاری دارد با خود میآورد؛ به این امید که سوزان الهامبخش کریستوفر شود و در عین حال مکانی برای گذراندن تعطیلات خارج از کانون اصلاح و تربیت داشته باشد.