دکتر هنری جکیل پزشک سرشناسی است که شبهای خود را صرف تحقیق روی یک گل کمیاب و مقدس آمازونی میکند؛ گلی چنان قدرتمند که گفته میشود روح را از بدن جدا کرده و به نیمه تاریک وجود انسان جان میبخشد. آزمایشهای وسواسگونه او برای جداسازی خواص روانگردان این گل، با مجموعهای از قتلهای وحشیانه که شهر را در وحشت فرو برده، همزمان میشود. جکیل میداند که این یک تصادف نیست. در حالی که شبهایش را به یاد نمیآورد، با یادگاریهای خونین و خاطرات خشونتآمیز از فریادهای قربانیانش بیدار میشود.