در سال ۱۹۵۷، ایوان رندل پس از اینکه پدرش به خاطر کشتن چندین بیمار در تلاش برای یافتن قلبی جایگزین برای همسر بیمارش لینچ میشود، فرار میکند. پس از ۳۵ سال، ایوان از یک آسایشگاه روانی فرار کرده و برای انتقام به شهر بازمیگردد و ساکنان را یکی پس از دیگری به قتل میرساند. وقتی جنیفر و دوستانش از روی کنجکاوی بیمارگونه وارد خانه رندل میشوند، ایوان متوجه میشود که جنیفر بیماری قلبی مشابه مادرش دارد و تصمیم میگیرد او را به آخرین قربانی خود تبدیل کند.