تانیا به همراه پسر ۱۰ ساله و باهوش خود، آرتیوم، مسکو را ترک میکند تا با نامزد انگلیسیاش در لندن ملاقات کند. اما پس از اینکه نامزدش در فرودگاه حاضر نمیشود، تانیا که مصمم به ماندن در انگلستان است، مجبور میشود درخواست پناهندگی سیاسی بدهد و به استونهیون، یک شهر ساحلی قدیمی و کثیف که پناهجویان در آن اسکان داده شدهاند، منتقل میشود. تانیا به تدریج با مدیر یک سالن بازیهای ویدیویی رابطهای برقرار میکند که به آنها برای فرار کمک میکند. او اکنون باید تصمیم بگیرد که با او بماند یا به روسیه بازگردد.