ریکی، یک زندانی سابق کمعقل، با بت، یک پیشخدمت سادهلوح، در یک غذاخوری در آیداهو آشنا میشود. آنها با ماشین ریکی به سمت واشنگتن حرکت میکنند و رابطهای را آغاز میکنند. بت که زنی تنها و معتاد به رمانهای عاشقانه است، به شدت عاشق او میشود؛ در حالی که ریکی فقط به دنبال رابطه جنسی مداوم است. اشتیاق بت برای بازدید از کالیفرنیا و ولع ریکی برای به دست آوردن پول سریع، آنها را به موقعیتی ناامیدکننده میکشاند. جاست، کارگردان فیلم، از تکنیکهای بصری و روایی آوانگارد مختلفی مانند مونتاژ، کلاژ، تقسیم صفحه نمایش و تکگوییهای طولانی و طنزآمیز استفاده میکند تا داستان تراژیکمدی دو بازنده مطلق در عشق را روایت کند.