اتین لانتیه که در سال ۱۸۶۳ به دلیل فعالیتهای اتحادیهای از راهآهن اخراج شده بود، در معدن زغالسنگ وورو کاری پیدا میکند. اما کار سخت، دستمزدها پایین و ایمنی بسیار ضعیف بود. لانتیه تلاش میکند تا معدنچیان را در یک اتحادیه سازماندهی کند. وقتی هانبو، مدیر معدن، از مذاکره خودداری میکند، کارگران دست به اعتصاب سراسری میزنند که در نهایت با مداخله نیروهای نظامی پایان مییابد.