در یک روستای کوچک آفریقایی، داستان روی بیلا متمرکز است؛ پسربچهای ده ساله که با پیرزنی به نام سانا دوست میشود. همه اهالی روستا سانا را جادوگر صدا میزنند، اما بیلا او را یابا (مادربزرگ) مینامد. وقتی نوپوکو، دخترعموی بیلا، بیمار میشود، این داروی گیاهی سانا است که جان او را نجات میدهد.