کاری، یک تاجر فنلاندی بیوه و ورشکسته، دو دختر نوجوان خود را با خود به برزیل میبرد. یک خلبان جنگلی او را با ایده استخراج طلا در جنگل آشنا میکند، اما یک زن بومی تحصیلکرده و زیبا به او درباره عواقب احتمالی این کار برای جنگلهای بارانی هشدار میدهد. کاری نسبت به این پروژه احساسات متناقضی دارد، تا اینکه یک حادثه او را تحت مراقبت یک قبیله سرخپوست محلی قرار میدهد.