در لهستان دوران استالینیسم، تونیا که خواننده کاباره است، تصمیم میگیرد شب را به نوشیدن با گروهی از دوستانش بگذراند. صبح روز بعد، او بیدار میشود و میبیند که به دلایلی نامعلوم برای خودش، به عنوان یک زندانی سیاسی بازداشت شده است. در حالی که مأموران زندان او را بازجویی، شکنجه و تحقیر میکنند، او برای بقا و حفظ بیگناهی خود با امتناع از امضای اعتراف دروغین میجنگد. با گذشت سالهای اسارت، رابطه او با زندانبانانش پیچیدهتر میشود.