سرژ که ساکن یکی از شهرستانهای فرانسه است، به طور تصادفی با ژرژ، یک راننده پاریسی در راه مانده برخورد میکند. سرژ ترتیب انتقال ماشین را به یک تعمیرگاه در همان نزدیکی میدهد. دوستان ژرژ که همراه او در ماشین بودند، به سفر خود ادامه دادهاند. به همین دلیل، سرژ تا زمان تعمیر ماشین ژرژ، او را زیر بال و پر خود میگیرد و آنها با هم به گشتوگذار در حومه شهر و خوشگذرانی با اهالی محلی میپردازند. حرف زیادی بین آنها رد و بدل نمیشود، اما واضح است که آنها به دوستانی صمیمی تبدیل شدهاند.