بن متیوز زندگی پر زرقوبرق قماربازی روی قایقهای تفریحی رودخانه را رها میکند، به این امید که در گالنا با دوستدخترش، زویی که یک هنرمند جذاب است، سروسامان بگیرد. اما برجستهترین شهروند گالنا روی قایق به قتل میرسد؛ بن به محض ورود، خود را در محاصره گروهی میبیند که قصد اعدام صحرایی او را دارند و فرار میکند. پس از سه سال سرگردانی، نامههای زویی قطع میشود و بن بازمیگردد تا او را پیدا کند و تلاش بیسرانجامی را برای تبرئه کردن خود آغاز کند.