بالی، برادر لوس و مغرور گانگستر معروف کالی بابا، در سپاه دانشآموزی ملی ثبتنام میکند و میخواهد به هر قیمتی حرف خود را به کرسی بنشاند که این موضوع با همکلاسیها و مربیاش، ایندر موهان لاتی، نتایج خندهداری به همراه دارد. وقتی او برای اولین بار دیویا تاپا را میبیند، دلباختهاش میشود و میخواهد به هر طریقی با او ازدواج کند. اما دیویا عاشق کاران است و هر دو قصد دارند با هم ازدواج کنند. شرایط علیه آنها رقم میخورد و آن دو با هم فرار میکنند، در حالی که نوچههای کالی بابا و پدر دیویا که کمیسر پلیس است، آنها را به سمت مقصدی ناشناخته تعقیب میکنند؛ مسیری که با دروغ، فریب و بیپناهی احاطه شده است.