یک کشاورز و همسرش به همراه سه فرزندشان در منطقهای روستایی در مغولستان داخلی زندگی میکنند. سیاستهای کنترل جمعیت چین مانع از بچهدار شدن بیشتر آنها میشود. کشاورز برای تهیه وسایل پیشگیری از بارداری راهی نزدیکترین شهر میشود. او با یک راننده کامیون روسی مواجه میشود که کامیونش در دریاچه گیر کرده است. کشاورز مرد روسی را به مزرعه خود میآورد؛ مرد روسی که در ابتدا از شرایط شوکه شده بود، شیفته زندگی آرام روستایی میشود و تصمیم میگیرد همانجا بماند. اما حضور او نویدبخش تغییرات بزرگی برای این روستاییان است.