این داستان درباره دختری به نام ناستیا در یک شهر کوچک است. همسر تازه ازدواجکردهاش، ایوان، او را به زادگاهش میبرد تا با خانوادهاش ملاقات کند. به محض ورود، ناستیا احساس میکند تصمیم اشتباهی گرفته است؛ او توسط افرادی عجیب احاطه شده و عکسهای ترسناکی را در سراسر خانه میبیند. ایوان ناپدید میشود در حالی که خانوادهاش ناستیا را برای یک مراسم عروسی سنتی و مرموز روسی آماده میکنند. او تلاش میکند خود را آرام کند و امیدوار است که همه اینها به پایان برسد و آنها تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کنند؛ البته اگر زنده بماند...