وقتی مادر استیسی فوت میکند، استیسی زندگی و حرفه خود را رها میکند و به خانه دوران کودکیاش بازمیگردد تا از برادرش بن مراقبت کند؛ برادری که به اختلال وسواس فکری عملی و هراس از مکانهای باز مبتلاست و ۲۳ سال است که از خانه خارج نشده است. اما او به زودی متوجه میشود خانهای که در آن بزرگ شدهاند، راز هولناکی را در خود پنهان کرده است.