دوروتی بازیگر جوان مجارستانی است که یک آرزوی بزرگ دارد: موفقیت روی صحنه تئاتر انگلستان. از سوی دیگر، بازیگر افسانهای، سر مایکل گیفورد، از یک بیماری لاعلاج رنج میبرد و تنها یک خواسته دارد: اینکه او را به حال خود بگذارند. وقتی دوروتی پرستار او میشود، هر دو امیدوارند که به آرزوهایشان برسند.