ایب و ادوارد، دو صنعتگر که از ازدواجهای بیروح خود خسته شدهاند، رویای زندگی خوبی را با پولی که سالها از کار سیاه پسانداز کردهاند در سر میپرورانند. پس از یک دعوای بزرگ با همسرانشان، این دو مرد در مستی یک آدمکش حرفهای روسی را برای کشتن زنهایشان استخدام میکنند. اما آنها همسران خود را به شدت دستکم گرفتهاند و این آغاز سفری پوچ است که در آن ایب و ادوارد با وحشت متوجه میشوند نام خودشان در صدر لیست مرگ قرار گرفته است.