آوا پس از یک شب مهمانی و در حالی که دوستانش او را جا گذاشتهاند، از خواب بیدار شده و مخفیانه به خانه بازمیگردد، اما متوجه میشود که خودش هماکنون در تختخواب در امان است. اما او آوا نیست؛ بلکه کسی است که دقیقاً شبیه اوست. یک فراری مسافر زمان، بدن، هویت و زندگی آوا را دزدیده است. علاوه بر این، او تنها نیست؛ دیگرانی هم هستند که در گذشته پنهان شدهاند، مخفیانه در میان ما زندگی میکنند و برای تغییر آینده نقشه میکشند. آوا بدون بدنش مانند یک روح مجازی است که برای دنیا ساکت و نامرئی شده است. تا جایی که او میداند، تنها کسی است که میتواند جلوی آنها را بگیرد و خط زمانی را به مسیر اصلیاش بازگرداند.