پنج سال از وحشت بزرگ زامبیها در ژاپن گذشته است. آشفتگی آن روزها از بین رفته و مردم بالاخره زندگی عادی و آرام خود را بازیافتهاند. یک روز، ناگهان سر و کله یک زامبی پیدا میشود و در خانهای گیر میافتد. شش نفر متوجه حضور این زامبی میشوند؛ از جمله زوج صاحبخانه، یک پسر دبیرستانی پررو، یک صاحب کارخانه کوچک و کسلکننده، یک کارآموز جوان مشکوک و زنی که اصرار دارد همسر این زامبی است.