در یک شب بارانی در دوره ادو، کوتونو (یک گیشا) با ساموراییهایی که پدرش را کشتهاند روبرو میشود. ساموراییها یکی پس از دیگری به او حمله میکنند، اما او با شمشیر خود به سختی با آنها میجنگد. کوتونو تلاش میکند ساموراییهایی را که برای فرار دستوپا میزنند تعقیب کند. اما اکنون سه نینجا در برابر او قد علم میکنند. کوتونو در پی حملات پیدرپی آنها شمشیرش را از دست میدهد. آیا او میتواند آنها را شکست دهد؟