اولگا زن جوان و پیچیدهای است که ناامیدانه تلاش میکند خود را از بند خانواده بیعاطفه و هنجارهای اجتماعیاش رها کند. او با ظاهر پسرانه و شبیه به لوئیز بروکس خود، در حالی که مدام سیگار میکشد، خود را از این شغل به آن شغل میکشاند تا اینکه به نظر میرسد جایگاه خود را به عنوان راننده کامیون پیدا میکند. اگرچه او شرکای عاطفی زن دارد، اما با هیچکدام از آنها پیوند عمیقی برقرار نمیکند؛ در عوض، بارها و بارها با دیگران درگیر میشود و خشم خود را در قالب طغیانهای احساسی بیکلام و رفتارهای افراطی دیگر تخلیه میکند.